راهیان نور
شهادت هنر مردان خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بارزان جماران
 پیکر این شهید که پس از 12 سال ، چهره نمایانده است ،
ویژگی بسیار بارز و تکان دهنده ای دارد.
دست ها و پاهای جسد با سیم تلفن بسته شده و در غربت و مظلومیت بی مانندی ،
به احتمال قوی ، زنده به گور گردیده است.
سیم تلفن های دور پاها به خوبی مشخص است.
این معامله ای است که بعثی ها با بسیاری از بسیجیان و پاسداران مظلوم گرفتار شده در حلقه ی محاصره ی فکه کردند.
آیا به راستی کسی جز این رزمندگان بی نام و نشان ،
شایستگی اطلاق عنوان «فرزند خمینی» را دارد؟
کسانی تنها به عشقِ آن نایب امام عصر(عج) وحشیانه ترین شکنجه ها را به جان خریدند و با گوشت و پوست و خون خود ، با امامِ عشق بیعت نمودند.



نوع مطلب :
برچسب ها : پایگاه مقاومت بسیج کارمندان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بسیج، شهید، فکه،
 

چند سالی می شه که عیدمو تو جنوب می گذرونم هر سال یه جوری به یه شکلی جور میشه امسالم تا لحظه آخر وضعیت رفتم معلوم نبود کار بیمارستان تعطیلی نداره از چند روز قبلش از طریق دانشگاه و چند جای دیگه رایزنی شده بود که از بیمارستان بتونم آف بگیرم و بتونم امسالم برم راهیان نور

 

بالاخره موافق حاصل شد بهتره بگم همیشه شهدا منو طلبیدن که تونستم برم سالهای قبل اکثرا با دوستان و آَشناها همراه می شدیم و بیشتر اوقات مسئول اردو  بودم امسال دانشگاه علوم پزشکی مشهد (محل کارم) بنا به دلائلی اردو برگزار نکرد

و از طریق یکی از دوستان وسیله سفر جور شد

سفر این دفعه یه جورایی با بقیه سفرها فرق داشت این دفعه همسفرا غریبه بودن و به جز چند نفر از همکارای دانشگاه کسی رو نمی شناختم



نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها : راهیان نور 1392، غواص، فتح المبین، شرهانی، فکه، خرمشهر،

این جماعت جزو پیشگامان تفحص شهدا بودند. کسانی که پدرانه به دنبال کسانی می‌گشتند که اگر نگوییم از فرزندانشان برایشان عزیزتر بودند لااقل به اندازه فرزندانشان آنان را دوست داشتند.

به گزارش استان نیوز به نقل از فارس، همه ساله در گوشه ای از میهن اسلامی ما اجلاس با برکتی با عنوان اجلاس نماز برگزار میشود.آقای قرائتی اصرار بر این داشت که همه برای اعتلای نماز کارکنند.عکسی داشتم که گفتم شما هم از دیدنش لذت معنوی ببرید.  
 
شاید این جماعت جزو پیشگامان تفحص شهدا بودند. کسانی که پدرانه به دنبال کسانی می‌گشتند که اگر نگوییم از فرزندانشان برایشان عزیز تر بودند لااقل به اندازه فرزندانشان آنان را دوست داشتند. ما جوان‌ها و نوجوان‌ها به دور از هرگونه تعلقی چه دنیایی و عاطفی و یا با حداقل تعلقات قدم به جبهه گذاشتیم و قطعا درک این را نداشتیم که بین پدر و فرزند چه روابط عاطفی وجود دارد. شاید یکی ازسوال‌هایی که بعد از سال‌ها از خاتمه جنگ در ذهن خیلی از رزمنده ها وجود دارد و به عنوان یکی از خطاهای جنگ به آن مینگرند حضور افرادی است که سن و سالی از آنها گذشته بود در کسوت حمل مجروح وحمل شهداست. اما امروز ناخوداگاه به رمز آن پی می‌بریم که این پدران آب‌دیده در مواجهه با زخم خورده ها و شهیدان آسمانی فرزندان خود را می‌دیدند که خلعت شهادت به تن کرده اند و با همه وجود ، هرچند به نگاه ما ناتوان بودند خود را به آب و آتش میزدند تا آلام پدر و مادر چشم انتظاری را تسکین بخشند .
 
شیرمردهای تعاون شهدای لشگر سیدالشهدا(ع)

تصویر زیر شرحی است برگوشه ای ازاین تلاش ارزشمند



یک روز داغ در اواخر اردیبهشت سال 65 و آن هم در ماه مبارک رمضان، نماز ظهر و عصر و به جماعت بر روی زمین داغ فکه به امامت کسی که شهدا به او اقتدا می‌کردند.
 
حاج آقا مظفر پدر شهیدان مظفر حاج‌آقا رحم‌خدا مظفر صاحب یک نانوایی در تهران بود. خدا به  رحم‌خدا شش پسر داد. شاطر رحم‌خدا مظفر با عرق جبینش ، پشت تنور نانوایی ، شش پسر را به سر و سامان رساند و خدا قسمت کرد که سه تای آْن ها در عملیات مرصاد ، شربت شهادت نوشیدند.
 
این نمازگذاران از ساعت اولیه صبح در بیابان های فکه مشغول جمع آوری بدنهایی شهدایی بودند که دهها روز بر زمین مانده بود...
 
این ها بنی اسد بودند که به کربلای فکه رسیدند و با بدنهای پاره پاره مواجه شدند حالا هم برای نماز دست از کار کشیده اند پس باید گفت: درنمازم خم ابروی تو در یاد آمد...   
 
                                                             
 راوی:جعفرطهماسبی



نوع مطلب :
برچسب ها : نانوا، جنگ تحمیلی، راهیان نور، فکه، لشگر سیدالشهدا(ع)،





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic