راهیان نور
شهادت هنر مردان خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بارزان جماران

در طول سال های دفاع مقدس بودند افرادی که نه به عنوان رزمنده بلکه امدادگر نقش به سزلیی در پیشبرد جنگ داشتند. یکی از این افراد شخصی است به نام «مجید اسکندری» است که خاطرات جالبی از آن سال ها دارد:

جنگ که شروع شد، دانش‌آموز بودم. سنم کم بود و برای ثبت‌نام بسیج قبولم نمی‌کردند. عضویت در بسیج را با شناسنامه برادرم شروع کردم. یک سالی از من بزرگتر بود. در یکسالگی فوت کرده بود اما پدرم شناسنامه‌اش را باطل نکرده بود. اواخر سال ۶۰ بود که توانستم بالاخره عضو بسیج بشوم. از همان ابتدا هم متقاضی اعزام به جبهه بودم. چون تنها هدفم از عضویت در بسیج، رفتن به جبهه بود. هر پایگاهی که می‌شد می‌رفتم. فرم پر می‌کردم و کارهای اعزام را انجام می‌دادم. ولی اجازه اعزام نمی‌دادند چون جثه کوچکی داشتم. تمام کارهای اعزامم را هم با شناسنامه برادرم انجام می‌دادم. اواخر سال ۶۱ پدر یکی از دوستانم که روحانی بود، می‌خواست به عنوان مبلغ به منطقه اعزام شود. با اصرار توانستم همراه ایشان به منطقه بروم.



نوع مطلب :
برچسب ها : جبهه، امدادگر، دفاع مقدس، راهیان نور، جنگ تحمیلی، شهادت،





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات