راهیان نور
شهادت هنر مردان خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بارزان جماران

یَهْدی للحقّ

می گفتند:
شلمچه را نمی شود بنویسی، شلمچه را باید ببینی. 
یکی هم می گفت: شلمچه را حیف است تنها با چشم سر ببینی، کم بهره می مانند

آنان که به چشم سر اکتفا می کنند.
ضرر می کنند آنان که با چشم دل شلمچه را نمی بینند.
حالا تو بگو: با چشم دلی که سالها بسته مانده، خدایا چه کنم؟




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : دردانه خدا.شلمچه.شهید.شهادت.جنوب.جبهه.راهیان نور،

این رها کن عشـق های صـورتی

نیست بر صورت نه بر روی سِتی

 

عشق در نگاه عارفان و حکیمان به دو دستۀ مجازی و حقیقی تقسیم می شود. عشق های مجازی با دیدن جلوه ای زیبا و یا شنیدن کلامی دلنشین و امثال اینها ظهور می یابد و آدمی را مجذوب می کند. چنانچه انسان در این مرحله که مرحلۀ صورتها است متوقف شود، پس از چندی از التهاب آن حالت های عاشقانه کاسته می شود و به مرور به سردی و خاموشی می گراید و حتی گاهی ممکن است به ضد حالت اولیه تبدیل شود. اما اگر عشق مجازی از مرحلۀ صورت بگذرد و با جان و روان صاحبِ صورت ارتباط برقرار سازد، عمق می یابد و از حالت مجاز به سوی حقیقت حرکت می کند و تا آنجا پیش می رود که فرد عاشق دیگر ظاهر و صورتی نمی بیند و جانش با جان معشوق پیوند می خورد. همانگونه که مجنون در عشق به لیلی، به چنین مرحله ای رسیده بود.


 
عشق های حقیقی از همان ابتدای ظهور، نظر به عالم معنا و ارزش های معنویِ معشوق دارد و لذا از صورت ها می گذرد و با عالم حقیقت مجالست می یابد. همچون عشق شگفت انگیزی که بین مولانا و شمس تبریزی ظاهر شد و این دو جان شیفتۀ حق را در هم آمیخت و چنین شور ماندگاری را در عالم پدیدار ساخت.


مولانا در این بیت که از پیچیدگی عمیقی بر خوردار است، می گوید عشق های صورتی را رها کن. چرا که اساساً عشق به صورت ها وجود خارجی ندارد. عشق بواسطۀ زیبایی های ظاهری معشوق شکل نمی گیرد، بلکه از نخست نظر به باطن دارد. حتی اگر این موضوع در ابتدا برای عاشق آشکار نباشد. آنچه عاشق بدان عشق می ورزد و خود را در جذبۀ آن می بیند، جلوه های صورت و اندام معشوق نیست. و در این حالت تفاوتی میان عشق های این جهانی و آن جهانی وجود ندارد. در هر دو حالت، عاشق دل باخته نظر به حقیقت دارد.
 

آنچه معشوق است صورت نیست آن

خواه عشق این جهان خواه آن جهان

 

دلیل روشن این مدعا آن است که حتی آنان که علی الظاهر به زیبایی های صورت و اندام عشق می ورزند، همینکه جان از جسم معشوق خارج شد، آن جسم زیبا را رها می کنند و از آن فاصله می گیرند.

 

آنـچـه بر صـورت تـو عـاشـق گشـتـه ای

چون برون شد جان چرایش  هشته ای؟

صورتش زیباست این سیری ز چیست؟

عاشقا  واجـو که معـشـوق تو کیست؟

 



نوع مطلب :
برچسب ها : راهیان نور، قانون زندگی، عشق، عشق صورتی، عشق مجازی، عشق حقیقی،

«انتظار»

دلم قرار نمی‌گیرد از فغان بی‌تو

سپندوار زکف داده‌ام عنان بی‌تو

ز تلخ‌کامی دوران، نشد دلم فارغ

ز جام عشق لبی تر نکرد جان بی‌تو

چو آسمان مه‌آلوده‌ام ز تنگ‌دلی

پر است سینه‌ام ز اندوه گران بی‌تو

نسیم صبح نمی‌آورد ترانة شوق

سر بهار ندارند بلبلان بی‌تو

لب از حکایت شب‌های تار می‌بندم

اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بی‌تو

چو شمع کشته ندارم شراره‌ای به زبان

نمی‌زند سخنم آتشی به جان بی‌تو

ز بی‌دلی و خموشی چون نقش تصویرم

نمی‌گشایدم از بی‌خودی زبان بی‌تو

عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم

چو یادم آید از آن شکرین دهان بی‌تو

گزارش غم دل را مگر کنم چو «امین»

جدا ز خلق به محراب جمکران بی‌تو

     «شعری از مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای»



نوع مطلب : ادبی، دل نوشته ها، 
برچسب ها : راهیان نور، مقام معظم رهبری، انتظار، شعر،

نزدیک عملیات بود می دونستم تازه دخترش بدنیا اومده ، دیدم سر یه پاکت از جیبش زده بیرون
گفتم: چیه؟
گفت:عکس دخترمه
گفتم:بده ببینم
گفت:خودم هنوز ندیدمش
گفتم:چرا؟
گفت:الان موقع عملیاته ،می ترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده
بذار بعد از عملیات می بینم



نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها : راهیان نور، مهدی زین الدین، تولد فرزند،

gh

هر كجـا كردم بــه یــاد سجــده‌ات ساز ركــوع
                               چــون مــه نــو تا فلك رفـــتم به پـــرواز ركوع
پیش از آن كز خاك من بالد نهــــال زنــــدگی
                               می‌رســــد از بــــار دل در گوشـــم آواز ركوع
پیچ و تاب موجها، یكسر گهر گـردیــدنی اسـت
                               سجده انجــام اســت هــر جا دیدی آغاز ركوع
شخـص تسلیمی زپــرواز هــوســــــها شــرم دار
                               بــا هــوا كــاری نـدارد ســـرنگون تــا ز ركوع
مــا ضعیفــان را به ســامــان سلیمــانی بس است
                               ســـجده ایجــــاد نگــین و خاتـــم انداز ركوع
گــرمنــافق از تــواضــع صـــاحب دین می‌شود
                               تیــــغ هـم خـواهدنمـازی شد به پـــرواز ركوع
راست می‌تازم چو اشك از دیده تا دامان خاك
                               بـــــرنمــی‌دارد دمـــاغ سجـــده‌ام نـــاز ركوع
سركشی‌هــا زیــن ادا آغــوش رحمــت می‌شود
                               دیگر ای غافل!‌چه می‌خواهـی زاعــجاز ركوع؟



نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها : راهیان نور، ركوع،


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات