تبلیغات
راهیان نور - سفرنامه راهیان نور 1392-قسمت اول
 
راهیان نور
شهادت هنر مردان خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بارزان جماران
 

چند سالی می شه که عیدمو تو جنوب می گذرونم هر سال یه جوری به یه شکلی جور میشه امسالم تا لحظه آخر وضعیت رفتم معلوم نبود کار بیمارستان تعطیلی نداره از چند روز قبلش از طریق دانشگاه و چند جای دیگه رایزنی شده بود که از بیمارستان بتونم آف بگیرم و بتونم امسالم برم راهیان نور

 

بالاخره موافق حاصل شد بهتره بگم همیشه شهدا منو طلبیدن که تونستم برم سالهای قبل اکثرا با دوستان و آَشناها همراه می شدیم و بیشتر اوقات مسئول اردو  بودم امسال دانشگاه علوم پزشکی مشهد (محل کارم) بنا به دلائلی اردو برگزار نکرد

و از طریق یکی از دوستان وسیله سفر جور شد

سفر این دفعه یه جورایی با بقیه سفرها فرق داشت این دفعه همسفرا غریبه بودن و به جز چند نفر از همکارای دانشگاه کسی رو نمی شناختم

قرار بود روز 24 اسفند 1391 همه دور میدون روبروی دژبانی بلوار فرودگاه جمع بشن که ساعت 2 بعد از ظهر حرکت کنیم من خودم که ساعت یک و نیم رسیدم کسی اونجا نبود تا همه رسیدن و اتوبوسا اومدن عصر شد حدودای ساعت پنج شش بود که حرکت کردیم اولش قرار بود من با سواری با کاروان بیام که نشد آخرش رفتم تو اتوبوس سوم ( مجموع اتوبوسا سه تا بود) ته اتوبوس بین چند تا پسر جوون و پر شر و شور از اینا که راهیان نور نرفتن و اولین بارشونه شوق و ذوقی دارن وصف ناشدنی

برام جالب بود سالهای قبل که خودم می رفتم اونقده شوق و ذوق نداشتم

می دونستم برای چی میرم و برای کی

 

 

مثلا تهران بازدید موزه زندان قصر،موزه عبرت بیت امام در جماران،موزه دفاع مقدس 24 اسفند شب سبزوار یه مسجد نگه داشتن برا شام و نماز کلا پذیرایی و سرویس خوب بود برا من که هر سال می رفتم امسال به عنوان مسافر رفتنم خیلی خوبه بدون هیچ مسئولیتی

 

مسجد یه جای دنج با امکانات رفاهی ساده برای نماز و استراحت

سوار اتوبوس که شدیم خوابم گرفت تا نماز صبح

اونقدر خسته بودم اصلا نفهمیدم کی رسیدیم تهران

تهران پایتخت پر از دود شلوغی در هم بر هم، برا شهرستانیا یه گره کوره،یه زمان تهران زندگی می کردم شهر جالبیه و پر خاطره همه جور آدمی می تونی توش پیدا کنی

طبق برنامه قرار بود اول صبح بریم بازدید موزه عبرت یا همون کمیته مشترک ضد خرابکاری دوران شاه ( مجری برنامه ها ظاهرا شهرداری تهران بوده )

که کنسل شد و رفتیم بازدید از برج میلاد

روز جمعه بود و خوشبختانه خیابونا خلوت بعد کلی چرخیدن تو اتوبانا به برج میلاد رسیدیم

صبحونه رو همون جا خوردیم

من قبلا برج میلاد رفته بودم برا اونا که اولین بارشونه خیلی جذابه مخصوصا بالا رفتن از برج با آسانسور و سرعت خاصش

خود برج چیز خاصی برا دیدن نداره وقتی از برج بالا می ری و به تاج برج می رسی دیدنی میشه البته اون روز که ما رفتیم هوا صاف نبود و دود همه جا رو گرفته یه سری دوربین دید فواصل دور در اطراف کار گذاشته شده که بازدیدکنندها می تونن فواصل دور و مناظر تهرانو ببینن یه خانم که راهنمای طبقات بود داشت در مورد دوربینها و مناظر روبروش را حضار توضیحاتی می داد

داخل محدوده برج هم با نمادهای نوروزی زینت داده شده بود کلا محیط دلنشینی بود

نکته دیدنی داخل برج هنرورهایی بود که با پوشیدن لباسهای محلی ایرانی و شاهان ایرانی به اجرای حرکات نمادین می پرداختند و خیلیا مشتاق بودن باهاشون عکس بگیرن

موقع برگشتن از برج تو محوطه اصلی انواع چادرهای عشایر،ایلات و طایفه های مختلف ایرانی جاب توجه می کرد

بعد بازدید اتوبوسا به سمت زندان قصر رفتن که الان تبدیل به باغ موزه شده

مکان جالبی بود

یک قصر دوره قاجار که توسط عوامل محیطی تخریب شده و بعد سال 1308 در دوره پهلوی اول توسط یک مهمار روسی تبدیل به زندان قصر شده

بافت ساختمان یه شکل خطی مثل بقیه بناهای اون دوره

رفتیم داخل آقای به عنوان راهنمای باغ موزه بخشهای مختلف رو برامو توضیح می داد این بخش قدمتش بیشتر بود و با آهن و فولاد به شکلی زیبا مقاوم سازی شده بود

تو این زندان زندانیای مشهوری زندانی بودن

بعد رفتیم بند زندانیان سیاسی

اینجا مکان غربیه و مخوف

زندانی برا نگهداری افراد سیاسی عکس افراد مشهور جا به جا رو در و دیوارش نمایان بود

این بند کوچک تر بود و ترسناک تر یک زمان پدرم من هم همین جا زندانی بوده

بعد بازدید برای ادای ادای فریضه نماز به مسجد موزه رفتیم جایی بوذ زیبا و دلنشین

ناهار رو هم همونجا خوردیم

عصر که شد رفتیم موزه دفاع مقدس موزه ایه به سبک جدید یا استفاده از به روز ترین امکانات سمعی و بصری از دوران قبل از انقلاب تا جنگ تحمیلی و شرایط فعلی رو به تصویر کشیدن ( جای واقعا دیدنیه ) قسمت هوانیروز هم که من خیلی علاقه دارم عالی بود ادوات جنگی تانک هواپیما انواع سلاح ها هلی کوپترهای مختلف نفر بر

این بازدید تا حدود عصر طول کشید نماز مغرب و عشا رو تو مسجدی خوندیم که دقیقا مثل مسجد خرمشهر بازسازی شده بود

بعد نماز همه رو مقابل مسجد حمع کردن و با خاموش کردن چراعا یه جور نماهنگ زیبا روی دیوار مسجد برامون پخش شد

شبم که راه افتادیم اومدیم سمت چیتگر یه خوابگاهی بود که در اختیار اردو قرار داده بودن

ترو تمیز بود محیطش و بعد خوردن شام همه خوابیدن

 

 

پایان روز اول



نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها : راهیان نور 1392، غواص، فتح المبین، شرهانی، فکه، خرمشهر،





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی