تبلیغات
راهیان نور - سروش
 
راهیان نور
شهادت هنر مردان خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بارزان جماران

   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم      

"مهدی فضل خدا" فرمانده گردان عبدالله بود. قبل از شروع عملیات كنارم آمد و گفت : "در این عملیات بر اثر اصابت گلوله به پایم مجروح می شوم و در ساعت 11:30 دقیقه بر اثر خونریزی به شهادت می رسم".

ناباورانه به او خیره شده بودم و به حرف هایش گوش می دادم.
عملیات شروع شد. من همراه مهدی بودم . دیدم دست بر رانش گذاشته , با نگرانی نگاهش كردم. گفت : "در این قسمت از پایم احساس درد می كنم".
ساعتی بعد , اصابت تیری به همان نقطه از پایش او را زمین گیر كرد.
با اضطراب دورش را گرفتیم. قاطعانه دستور داد به مواضع خود برگردیم و اورا رها كنیم. همگی پراكنده شدیم. امدادگر به پانسمان جراحت پایش مشغول شد.
ساعتی بعد امدادگر را دیدم كه سر به زیر انداخته و مایوسانه از خاكریز بالا می آید.
فهمیدم كه مهدی ما را تنها گذاشته است. به ساعتم نگاه كردم . 11:30 دقیقه را نشان می داد.


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ








نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها : شهید.مهدی فضل خدا.خاطرات.گردان عبدالله.عملیات.شهادت.راهیان نور.،





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی