راهیان نور
شهادت هنر مردان خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بارزان جماران

افسران - شهدا به شما می نگرند

از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید، اسلام و خود را دریابید. نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی ، نه غربی (بخشی از وصیت نامه شهید محمد ابراهیم همت)



نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها : راهیان نور، شهدا، انتخابات، شهید محمد ابراهیم همت،

سرهنگ بازننشسته «خسرو جهانی» از فرماندهان پدافند در دوران دفاع مقدس بود. وی سال 1321 در مریوان از شهرهای استان کردستان متولد شد. بعد از دریافت دیپلم از «دبیرستان ابوریحان» تهران وارد آموزشگاه افسری ارتش شد و 18 ماه دوره تخصصی رادار را گذراند و سپس به «سایت سوباشی» همدان منتقل شد. پس از مدتی برای گذراندن دوره کار با سیستم موشکی «هاگ» به آمریکا رفت.

جنگ آغاز می‌شود

خسرو جهانی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس فرهنگ حماسه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) می‌گوید: روز 31 شهریورماه 1359 در حال بازگشت از فریضه نماز ظهر و عصر بودیم که صدای غرش هواپیماهایی را شنیدیم. شهید نامجو و سرلشکر حسین حسن سعدی (سرهنگ آن زمان) هم با ما بودند.

سرهنگ حسن سعدی فرمانده تیپ دانشجویان دانشجویان افسری امام علی (ع) بود. نامجو فورا خود را به بخش ستادی ساختمان رساند تا مسئله را بررسی کند. عده‌ای می‌گفتند گاز منفجر شده اما عده‌ای هم معتقد بودند صدای انفجار به دلیل بمباران بوده است. در گیرودار این بحث‌ها بودیم که حسنی سعدی خبر داد عراق با 192 فروند انواع هواپیما به ایران حمله و چهار فرودگاه و 19 شهر را بمباران کرده است. با شنیدن این خبر دانشجویان گفتند باید از کشورمان دفاع کنیم. آموزش دیده‌ایم که در مقابل دشمن بایستیم.

خون دانشجویان به جوش آمده بود. آماده رزم شدند. سرهنگ نامجو که این وضعیت را دید،گفت اجازه بدهید با ستاد فرماندهی و مقام معظم ولایت هماهنگی و اعلام کنیم شما می‌خواهید داوطلبانه به جبهه بروید. یک ساعت بعد برگشت و گفت ستاد مشترک ارتش مجوز اعزام شما را به مناطق جنگی صادر کرده است. همه خوشحال شدند.

روز سوم جنگ بود که 731 دانشجو و 95 نفر کادر(نیروی رسمی) اداری ستادی دانشگاه افسری امام علی(ع) از طریق هوایی به خرمشهر اعزام شدیم. به اهواز رسیدیم و در مقر «لشکر 92 زرهی» مستقر شدیم. هواپیماهای دشمن زاغه مهمات «فولی‌آباد» اهواز را بمباران کرده بودند. همه سراسیمه بودند. زاغه مهمات 48 ساعت در آتش می‌سوخت و انفجار پی در پی مهمات و صدای آن، مردم را کلافه کرده بود.

دانشجویان در گروه‌هایی به نام «دانش» به مناطق مورد نظر اعزام شدند. من جزو دسته‌ای بودم که در «دارخوین» مستقر شدیم تا از پل «مارد» محافظت کنیم. بعد از چند روز غرضی (استاندار خوزستان)، شمخانی (فرمانده سپاه خوزستان) و محمد جهان‌آرا (فرمانده سپاه خرمشهر) آمدند و به سرگرد «قدیم‌خانی» فرمانده ما گفتند سرهنگ حسین حسن سعدی گفته است عده‌ای از دانشجویان به خرمشهر بیایند.

رهبر معظم انقلاب جلوتر از نظامیان بودند

ما به خرمشهر رفتیم و زیر نظر «ناخدا صمدی» کارمان را شروع کردیم. ناخدا صمدی قبل از آغاز جنگ درخواست بازنشستگی کرده بود اما با شروع جنگ منصرف شد.

مقام معظم رهبری به عنوان نماینده حضرت امام خمینی (ره) و عضو شورای عالی دفاع همواره در جبهه‌ها حضور داشتند و هیچگاه نظامیان را تنها نمی‌گذاشتند. حتی در چندین عملیات با لباس نظامی، اسلحه کلاشینکف و دوربین،جلوتر از بقیه نیروها حرکت می‌کردند.



نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها : راهیان نور، خاطره، دفاع مقدس، جبهه، خسرو جهانی، بنی صدر، مقام معظم رهبری،
 

بلد الصواریخ یا شهر موشک‎ها عنوانی بود که عراقی‎ها در طول جنگ تحمیلی به شهر مقاوم و شهید پرور دزفول داده بودند این شهر که مظهر مقاومت مردم در مقابل حملات موشکی عراق نام گرفت در سال ۱۳۶۵ از طرف جمهوری اسلامی ایران با نظر سنجی از مردم ایران به عنوان شهر نمونه معرفی گردید و لوح زرین آن توسط دولت در یکی از میادین آن نصب شد.
دزفول که در طول جنگ تحمیلی ۱۷۶ بار توسط انواع موشک‎های ۹ متری و ۳ متری اسکاد B ساخت شوروی ۲۵۰۰ بار توسط توپ و ۳۰۰ بار مورد حملات هواپیماهای دشمن قرار گرفت ولی هم چنان استوار به مقاومت خود ادامه داد و اراده رژیم عراق را در خالی کردن شهر در هم کوبید و شهر هم چنان مقاوم به عنوان تکیه گاه رزمندگان اسلام و نمونه‎ای از مقاومت برای شهرهای دیگر، تا پایان جنگ باقی ماند.
انتخاب دزفول از طرف دشمن برای در هم کوبیدن اراده مردم ایران و خصومت وحشیانه او با این شهر، این سؤال بی پاسخ جنگ را هم چنان در ذهن باقی گذارد که چرا دزفول در جایگاه اول تمام حملات موشکی عراق در هر دوره از جنگ شهرها قرار داشت؟
این شهر در طول جنگ تحمیلی در طی ۲۷۰۰ روز مقاومت ۲۶۰۰ شهید تقدیم اسلام نمود و خساراتی از جمله تخریب ۱۹۰۰۰ واحد مسکونی و واحد تجاری ـ آموزشی ـ صنعتی را متحمل شد.



نوع مطلب : روز شمار وقایع، 
برچسب ها : راهیان نور، 4 خرداد، دزفول، شهید، شهر موشک ها،

شهید حسین بیدخ

نام: حسین بیدُخ

تاریخ ولادت: 1342

تاریخ شهادت: 2/1/1361

محل شهادت: تپه چشمه (عملیات فتح المبین)

محل خاکسپاری: شهید آباد دزفول



نوع مطلب : زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها : راهیان نور، بسیجی، شهید، وصیت نامه، حسین بیدُخ،


فتح خرمشهر فتح خاك نیست ، فتح ارزشهای اسلامی است .

خرمشهر شهر لاله های خونین است.

خرمشهر را خدا آزاد كرد.       

امام خمینی (ره)



نوع مطلب : روز شمار وقایع، 
برچسب ها : راهیان نور، فتح خرمشهر، ارزشها، امام خمینی(ره)، لاله های خونین،


نگاهم به تانکی سوخته افتاد، تانکی که ساعاتی قبل بچه های گردان کمیل زده بود، آنقدر بی جان شده بودم که خودم را کشان کشان به زیر تانک رساندم، فکر می کردم سایه تانک می تواند کمکی باشد تا از این گرمای وحشتناک کمی آسوده بشوم، نمی دونم چقدر زمان گذشت، ولی زیر تانک از شدت گرما از حال رفتم، بچه های روایت فتح در بدر دنبال من بودند، نمی دونم چطور من را زیر تانک پیدا کردند، به هر حال با آخرین نفر بر زرهی( خشایار) من را  به عقب رساندند.بسیاری از بچه ها از گرما شهید شدند و تعدادی دیگر اسیر....حکایت زیر دلنوشته ای است از آخرین مقاومت رزمندگان اسلام در برابر کفر:

حسین،حسین، حسین

جانم فدای لب عطشانت ، عباس ام ، بگوشم

مومن خدا ، عباس جان، فرشته ها بالهاشون سوخت، پس کجاست کاسه ی کوثر

حسین جان، خفاشها این عقب لونه کردند، ،قاصدک ها انشالله در راهند

عباس جان، غبار سنگینه،نکنه قاصدک هات قبله رو گم کنند
حسین،حسین،حسین، مفهوم شد...

حسین جان، شرمنده فرشته هات ، ابر سیاه رو سرمون سنگینی می کنه، بارشش قطع نمی شه
به  فرشته هات  بگو، اوج نگیرند...سه دو بگوشم مفهوم شد...مفهوم شد، به گوش باش حسین جان.............

عباس، عباس ، عباس

جانم فدای امام، بگوشم

حسین جان، عباس بارانی شده، قربون فرشته هات برم که غریب شدند امروز 

عباس  جان، غربت چیه، عاشق مولا که غریب  نمی مونه

حسین جان، جانم فدای لاله هات، کاش عباس بی دست نمی شد...حسین تنها بمونه

عبا س جان، شبنم نشین  دستاتم، یا علی برادر، تا طوفان در دشت است، خارها را درو می کنیم به فضل جدت،شاید این آخرین قاصد باشد از باغ لاله ها....

حسین جان، این چه حرفیه، نداشتیم ، عزیز دلم روح شبنم را در لاله ها زنده نگه دار...

جانم فدای مولا، شبنمی باقی نمونده تا لاله ها رو زنده نگه دارم...حلالم کن عزیز دل، با شقایق های زخمی جاری می شیم  تو خیزران
 یا علی ، انشالله به کوثر برسیم

حسین جان، قبول باشه برادر، قولت یادت نره، دستمو باید بگیریها...

عباس جان، فدای تو و جدت  بشم،  انشالله ابوالفضل دستات رو بگیره،  تمام 

1- در زمان عملیات، برای لو نرفتن در هنگام گفتگو توسط دشمن و منافقین کوردل ، رمز گزاری می کردند و بسیاری از واژه ها بسیار زیبا ادا می شد، باشد روزی کسی همت کند ، تحقیقی در اینباره انجام بدهد، لااقل من تا به حال در اینباره چیزی ندیده ام..
2-عملیات بیت المقدس هفت در منطقه عمومی شلمچه در اوج گرما در 22 خردادماه 1367 با رمز یا ابی عبدالله(ع)، توسط بچه های لشگر27 حضرت رسول (ص)و لشگرهای دیگر سپاه انجام شد. بیش از 2200 نفر اسیر گرفته شدند و تعداد کشته ها و زخمی های دشمن به18200 نفر رسید. اما در این عملیات بعد از اینکه دشمن متحمل خسارات فراوانی شد. تاکتیکش را عوض کرد ومتاسفانه جلوی دو لشگر کربلا(بچه های شمال) و نجف ( بچه های اصفهان) را گرفت و اجازه داد تا گردان کمیل از لشگر 27 حضرت رسول(ص) که در میانه حرکت می کرد تا خیابانهای بصره جلو بیاید بعد عقبه را با هواپیما، بالگرد، توپ و خمپاره بست. عملیات در گرمای 50 درجه انجام شد، بسیاری از بچه ها به خاطر نرسیدن آب به خط مقدم از تشنگی و گرمازدگی شهید شدند و عده ای از بچه ها مردانه تا آخرین تیر تفنگشان جنگیدند ومتاسفانه اسیر شدند.

3- عکس بالا در منطقه شلمچه در اوج نبرد گرفته شده، بچه ها برای اینکه دشمن تصور کند تعدادشان زیاد است، دائم از نقطه ای به نقطه ی دیگر کوچ می کردند، هرم گرما در عکس و چهره فرشتگان زمینی خدا مشخص است....



نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : راهیان نور، عملیات بیت المقدس، خاطره، شهید، خرمشهر،


( کل صفحات : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic